سیاست خارجی

هیچ تقاضایی از روسیه برای خرید S 400 وجود ندارد

به گزارش پایگاه خبری اطلاع رسانی اسلام آباد پرس، مهدی سنایی ، مشاور ارشد وزیر امور خارجه و سفیر پیشین ایران در روسیه ، در گفتگویی درباره ادعاهای ترامپ درباره کلاهبرداری در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: “آنچه از خبرها مشخص است این است که اگر اتهامات ترامپ و تیمش یکسان هستند ، اسناد زیادی ارائه نشده است ؛ بیشتر جمهوری خواهان و اطرافیان ترامپ در تلاشند او را متقاعد کنند که این واقعیت را بپذیرد.

وی همچنین در مورد همکاری ایران و روسیه تصریح کرد: تقریباً تمام دستور کارهای روابط ایران و روسیه فعال است ، این انجمن ما را بر آن داشته تا سیستم S300 را از روسیه خریداری کنیم. آیا این یک اتفاق کوچک است؟ بعضی اوقات در جامعه گفته می شود که S400 به ما داده نشده است ، در حالی که ما از روسیه درخواستی برای خرید S400 نداشته ایم. من در متن داستان بنده بودم.

سفیر پیشین ایران در روسیه درباره شخصیت رئیس جمهور روسیه نیز گفت: “پوتین” نمادی از خود روسیه است. پوتین یکی از قدرتمندترین افراد در جهان است ، اما من احساس کردم که اول از همه ، رفتار او ساده و صمیمی است.

وی گفت: “او یک ساعت در جلساتی که شرکت می کنیم می ایستد و با افراد مختلف صحبت می کند.” “مشخص نیست که تجهیزات امنیتی وی کجاست ؛ وی دارای محافظت است اما مفقود شده است.

متن کامل مصاحبه “مهدی سنایی” سفیر سابق ایران در روسیه در برنامه دست نویس به شرح زیر است:

آقای سنایی درباره انتخابات آمریکا چه صحبتی دارد؟ این انتخابات را چگونه دیدید؟

ما خوشحالیم که یک شخص عجیب و غریب و غیرمعمول صحنه سیاسی جهان را ترک کرد ، مهم نیست که ایالات متحده باشد یا مکان دیگری. در همان زمان ، خصومت و کینه توزی نسبت به ایران و مردم ایران وجود داشت. این سیاست فشار حداکثر که وی انتخاب کرد یک سیاست ظالمانه بود. علاوه بر این ، قاتل سردار شهید عزیزمان وجود دارد که افتخار ایران بود و یکی از نمادهای مبارزه با تروریسم در منطقه و جهان بود.

واقعیت این است که ترامپ همه را کشت. برخی از نخبگان و دانشگاهیان آمریکایی در جلسات روسیه شرکت می کردند و از رفتار و گفتار رئیس جمهورشان تا حدی احساس خجالت می کردند ، اما از آنچه در هفته های اخیر در ایالات متحده اتفاق افتاد ، به ویژه قبل و بعد از انتخابات. ، مشکلات عمیق در ایالات متحده را نشان می دهد.

البته من علاقه ای ندارم که به صورت لفظی به این موضوع بپردازم و همچنین معتقدم که نباید از وقایعی که در صحنه بین المللی اتفاق می افتد ، چه در ایالات متحده و چه در هر کشور دیگر ، چشم پوشی کرد. در 1970 ، 50 سال پیش ، مخالف ضد شوروی وجود داشت به نام دری آمالریک. مقاله ای نوشت: آیا اتحاد جماهیر شوروی تا سال 1984 دوام خواهد داشت ، آیا تا سال 1984 پایدار است یا خیر؟

حدود دو ماه پیش ، یک استاد دانشگاه جورج تاون در ایالات متحده مقاله ای در مورد آنچه تا سال 2024 در ایالات متحده اتفاق خواهد افتاد ، نوشت. بعداً ، در 50 سالگی ، آمالریک مقاله ای در مورد او نوشت و در مورد خلا gap موجود در جامعه آمریکا. در واقع ، او اشاره می کند که ایالات متحده با چندین بحران بزرگ روبرو است. یکی مسئله تبعیض نژادی است و حل نشده است. علاوه بر این ، مشکل توزیع ثروت حل نشده است ، اما شدت یافته است.

در حال حاضر مقالات زیادی در حال نوشتن است که می گوید بیشتر ثروت آمریکا در اختیار یک درصد از مردم است و از نظر مدیریت ، سیستم سیاسی آمریکا در یک بحران نسلی قرار دارد. در میان احزاب دموکرات و جمهوری خواه ، دو حزب اصلی کمتر رهبران جوان و نیروهای جوان هستند.

یکی از نکات جالب توجه در این انتخابات اتهام زنی به یکدیگر نسبت به تقلب و فساد بود. فکر می کنید ترامپ در آینده چه خواهد کرد؟ شکایت می کنید یا به جایی نمی رسید؟

آنچه از اخبار مشخص است این است که اگر ادعاهای ترامپ و تیم وی به همان اندازه ادعاهای آقای جولیانی ، وکیل وی ، و توضیح داده شده باشد ، شواهد زیادی ارائه نشده است. بیشتر جمهوری خواهان و همچنین اطرافیان ترامپ در تلاشند او را متقاعد کنند که این واقعیت را بپذیرد.

* گفته می شود که روسیه می خواست ترامپ بماند و ادامه دهد. آیا این تحلیل درست است؟ اگر چنین است ، چرا؟

انتخابات آمریكا یكی از تحولات معادلات بین المللی و منطقه ای است كه از نظر تصمیمات دولت جدید آمریكا تعیین كننده است. از جمله روابط با روسیه است. طبیعتاً رئیس جمهور منتخب ایالات متحده روسیه را نمی خواست. در روسیه نیز ، جمهوری خواهان به طور سنتی آنها را ترجیح می دهند و با آنها تصمیمات ساده می گیرند.

بعلاوه ، جمهوری خواهان کمتر در امور داخلی کشورها و در بحث در مورد حقوق بشر دخالت می کنند. علاوه بر این ، لازم به ذکر است که در دهه 1990 ، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، دوران کلینتون دوباره دوره فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و مشکلات آن بود و از طرف دیگر ، فشارهای تحمیل شده بر دولت یلتسین برای ایالات متحده این یک خاطره خوشایند از آن دوره در روسیه نیست ، البته ، باید ذکر کنم که ترامپ در اولین انتخابات روسیه در سال 2016 ، چهار سال پیش مورد توجه قرار گرفت. این بار شاید هر دو روس احساس كردند كه آنها به اندازه كافی خوش شانس نیستند و همچنین به این دلیل كه در دوره قبل ادعاهای زیادی مبنی بر دخالت روسیه در انتخابات آمریكا و اعمال تحریم ها علیه آن مطرح شده بود و این تبدیل به یك حلقه شرور شد كه هرگونه تحرك را حذف می كرد. . ترامپ از فرصت استفاده کرد و روابط روسیه و ایالات متحده را بهبود بخشید.

به عبارت دیگر ، یک جلسه کوتاه برگزار شد و به دنبال آن یک سری تحریم های جدید برگزار شد. روابط روسیه و آمریکا در 4 سال گذشته شکل عجیبی پیدا کرده است. این مسخره است ، زیرا ترامپ در تلاش بود روابط خود را با روسیه برقرار کند. کنگره پس از بازگشت و جلسات کوتاه با پوتین ، وی را تحت فشار قرار داد تا بسته تحریمی را علیه روسیه اعمال کند.

اظهارات پوتین و مصاحبه سه هفته پیش همچنین نشان می دهد که روسیه علاقه ای به اتهام دوباره در انتخابات آمریکا و ادعا ندارد و احتیاط بیشتری خواهد داشت. وی به نقاط قوت و ضعف روابط دوران ترامپ بین روسیه و ایالات متحده اشاره کرد و سپس اشاره کرد که اگر دموکرات ها نیز به قدرت برسند ، می تواند مواردی را که می تواند مورد بحث قرار گیرد ، از جمله تجربه روسیه و اتحاد جماهیر شوروی در اقتصاد اشاره کند. آنها سوسیالیست هستند و نوعی برابری اقتصادی است.

پایان سخنان بایدن در مورد روسیه چندان جالب نیست. اما من نویسندگان ، تحلیلگران و نویسندگان روسی را در دو دیدگاه از برداشت خود دیدم. یکی این دیدگاه است که آنها احساس می کنند این رکود در روابط خطرناک است و باید در مورد حداقل اجماع اتفاق بیفتد ، همانطور که توسط برخی محافل که کمی خوش بین ترند و در غرب سیاست غرب گرایانه تری دارند ، پیشنهاد می شود ؛ این دیدگاه در حاشیه است. اما اکثر تحلیل گرانی که در وسط یا نزدیک کرملین در حوزه مستقل دیده ام بعید به نظر می رسد اتفاق خاصی بیفتد ، چیزی مثبت در روابط روسیه و آمریکا.

* در جایی خواندم که اشاره کردید روسیه کاری جز پیگیری منافع خود انجام نمی دهد و هرگز با ما همدردی نمی کند. در مورد برجام ، آنچه در دوران ترامپ اتفاق افتاد و تعهدات خود را نقض و برجام را ترک کرد ، ممکن است برخی تصور کنند که روسیه آنطور که باید وارد نشده و از روابط به ویژه با پوتین برای جلوگیری از این اتفاق استفاده نکرده است. و به جمهوری اسلامی ایران کمک می کند. آیا این همان موضوع منافع بود یا همان موضوعی بود که شما به آن اشاره کردید و در ایالات متحده حبس شده است؟

البته جملاتی که ذکر کردید بخشی از مکالمه است. گاهی اوقات ما از شکایت و شکایت خود در مورد رقبا بیش از حد متنفر هستیم و گاهی از دوستان و شرکای خود انتظار زیادی داریم. این همان چیزی است که من در مورد آن صحبت می کنم.

این جایی نیست که بتوانیم از کشور دیگری ، چه روسیه و چه هر کشور دیگر ، انتظار داشته باشیم که مشکلات ما را در صحنه بین الملل حل کند. ما باید واقع بینانه نگاه کنیم ، آنچه در جهان است خارج از شما نیست ، از خود بپرسید چه می خواهید!

بگذارید خاطرنشان کنم که در بعضی جاها تصورات ما از سیاست بین الملل ، اگر نه قرن نوزدهم ، کل جنگ سرد است. یعنی ، ما جهان را تقسیم می کنیم و سعی می کنیم در آن تقسیم قضاوت و شکایت کنیم و انتظارات خود را تعریف کنیم. فکر می کنم فعلاً اتحاد نداریم.

به عبارت دیگر ، پس از جنگ سرد ، ما دو کشور متحد نداریم. ارمنستان اکنون متحد روسیه است ، اما تعریفی دارد. آنها دیدند که روسیه موضع متعادلی در مورد مسئله قره باغ داشته و با این واقعیت سازگار است که هم ارمنستان و هم آذربایجان شرکای من هستند. اروپا متحد ایالات متحده است ، اما چقدر آنها تعرفه هایی را به یکدیگر تحمیل می کنند و از نظر سیاسی متفاوت هستند. نمی توان گفت که آنها متحد هستند؛ یونایتد به معنای دو کشوری است که سیاست های آنها همزمان است ، اما کشور شریک بدان معنی است که شما همچنین می توانید همکاری استراتژیک داشته باشید. روسیه شریک بزرگ ما در منطقه و جهان است. تقریباً همه برنامه های روابط ایران و روسیه فعال هستند ، اما با وجود همه اینها ، من معتقدم که می توانیم انتظارات خود را از روسیه تنظیم کنیم.

این مشارکت ما را بر آن داشته تا سیستم S300 را از روسیه خریداری کنیم. آیا این یک اتفاق کوچک است؟ بعضی اوقات در جامعه گفته می شود که S400 به ما داده نشده است ، در حالی که ما از روسیه درخواستی برای خرید S400 نداشته ایم. من در متن داستان بنده بودم. گفته می شود روسیه بین سال های 2010 و 2012 با قطعنامه های سازمان ملل مطابقت داشته است. خوب ، این دقیقاً تأیید گفته های من است.

اگر جو ایرانفوبیا ایجاد شود ، شما هیچ تأثیری در سازمان ملل متحد نداشتید ، همه در منطقه علیه شما کار کردند ، روسیه و چین نقش تعدیل کننده ای را بازی می کنند و دیگر حق وتو ندارند ، اما روابط بهبود یافت ، سطح روابط بهتر شد ، برخی معادلات آنها تغییر کردند. برای اولین بار در تاریخ روابط ما با روسیه ، روسیه قطعنامه شورای امنیت علیه یمن را وتو کرد.

در مورد برجام ، روسیه شریک خوبی در بحث برجام بود و البته در ابتدا طرف روسی فکر نمی کرد که این پایان یابد ، اما وقتی آن شکل گرفت و به توافق نزدیک شد ، اعتماد به نفس آنها افزایش یافت و آنها یک مشارکت. فراموش نمی کنم که رئیس جمهور روسیه ، آقای پوتین ، به ایران برای رسیدن به توافق نامه برجام تبریک گفت ، او تبریک بسیار بسیار صمیمانه ای گفت.

او نکته ای را بیان کرد که بسیار مهم بود و این یکی از اصلی ترین رویکردهای من بود. هم در کار دانشگاهی و هم در دوران سفارت من در روسیه. یکی از ناخوشایندترین عوامل در روابط ایران و روسیه ، نقش عامل سوم است. معمولاً غربی ها ، چه در دهه 1990 و چه پس از آن ، به روسیه پیشنهاد همکاری برای همکاری با ایران را می دادند.

تبریک آقای پوتین این بود که این برجام نقش منفی عامل سوم را در روابط ایران و روسیه کاهش می دهد و این یک اتفاق بسیار مبارک است. انصافاً ، من فکر می کنم روسیه در تحقق برجام همکاری سازنده و مترقی با همه کشورها داشت که منجر به لغو تحریم های ایران می شود.

* مقاله ای در اخبار حدود یک ماه پیش مبنی بر اینکه “پوتین” پیشنهاد داد به شکل 1 + 5 ایران باشد و در مورد امنیت خلیج فارس صحبت کند که ایران آن را قبول نکرده است. آیا این خبر صحت دارد؟

ایران به طور کلی از طرح روسیه استقبال می کند ، اما برنامه خود را نیز ارائه می دهد. طرف روسی همچنین تمایل مثبتی به بحث درباره برنامه ایران نشان داد. من فکر می کنم سو in تفاهم در دخالت این افراد وجود داشت ، به طور کلی والا ، ایران در حال مذاکره با روسیه در مورد مسئله امنیت در خلیج فارس است.

* شما درباره فضای اقتصادی بین تهران و مسکو زیاد صحبت کرده اید و تلاش های زیادی انجام داده اید. خدا رحمت کند آقای اسدالله عسگراولادی ، که در آن زمان فکر می کنم داستانی در مورد خرابی روابط ترکیه و روسیه در آن هواپیما داشت ، که ظاهراً در مورد میوه ها نیز به ما گفت ، اما ما دو شرکتی هستیم که می توانیم محصولات خوبی ارائه دهیم بسته بندی. و برای ارائه به روسیه ، ما نداریم. او تفسیر کرد که ما شرکتی نداریم که اعتبار ما را حفظ کند.

ببینید ، در اقتصاد ایران و روسیه مشکلی وجود دارد که هر دو انرژی محور هستند. یعنی بخش قابل توجهی از درآمد روسیه از کشورهایی است که روسیه از آنها انرژی ، نفت و گاز خریداری می کند. ایران هم همینطور. از من س Askال کنید ، نه به عنوان کسی که در آنجا سفیر بود ، بلکه به عنوان یک متخصص ، آیا پیش زمینه ای برای گسترش روابط نیست؟ من می گویم نه

بعضی اوقات دوستان اقتصادی و هیئت های تجاری خود را که به روسیه می آمدند تشویق می کردم که همیشه به مسکو نیایند و به جنوب روسیه بروند. من این را در سخنرانی های خود گفته ام تا هدف از حضور تجاری در جنوب روسیه 100 سال پیش باشد. صد سال پیش ، قبل از انقلاب بلشویکی و قبل از انقلاب کمونیستی ، ما در اکثر شهرهای جنوب روسیه سرکنسولگری داشتیم. اکنون ، در همه آنها ، یا به طور کلی ، ساختمان سرکنسولگری ما وجود دارد که پس از شوروی شدن و بسته شدن مرزها اکنون بسته شده است.

مسجدی به نام مسجد فارس یا مسجد ایرانی وجود دارد ، به این معنی که جمعیت قابل توجهی وجود دارد که به مسجد احتیاج دارند. در بعضی از آنها مدرسه ایرانی و در برخی دیگر کاروانسرای تجاری وجود دارد. حدود 900 بازرگان از گیلان و مازندران وجود داشت. برای اینکه این روابط در زمینه اقتصادی تکامل یابد ، ما سه محور را دنبال کردیم. یکی ایجاد روابط انرژی ، یعنی فروش انرژی در روابط خود با روسیه.

حادثه ای که در اواخر دهه 1940 ، هنگامی که ایران در حال فروش گاز به اتحاد جماهیر شوروی بود نیز اتفاق افتاد ، دقیقاً به همین دلیل منابع لازم برای پروژه ها فراهم شد. این دقیقاً از محلی بود که ذوب آهن اصفهان ساخته شد ، سد دشت مغان ساخته شد ، دو نیروگاه حرارتی با کمک روس ها ساخته شد. ما در این زمینه تلاش کردیم ، قراردادی امضا شد ، تا حدی اجرا شد و به نقطه ایده آل نرسید ، اما در این زمینه پیشرفت هایی حاصل شده است.

یکی اینکه بازرگانان ما همیشه شکایت داشته اند که تعرفه ها برای ایرانیان بالا است و رقابت آنها پایین است. ما اسنادی را امضا کرده ایم که به این تجارت کمک می کنیم. مجموعه ای که امضا شد ، قانون سرمایه گذاری متقابل که روس ها با ما امضا کردند ، که در حضور دو رئیس جمهور امضا شد و سپس توسط هیئت روسی تأیید و امضا شد ، روسای یکی از بانک های روسیه به من گفتند نور سبز از بالا. ما همکاری با ایران را در نظر داریم. این مورد با ایران تشویق می شود.

در همین چارچوب بود که اعتبار 5 میلیارد دلاری روسیه برای چندین پروژه در ایران شکل گرفت و ساخت دو نیروگاه هسته ای جدید آغاز شد و راه آهن امضا شد. در بحث کاهش تعرفه ها ، مطالعات ما نشان داد که روسیه تعرفه خاصی برای هیچ کشوری ندارد. ترکها نیز تعرفه خاصی ندارند. روسیه تعرفه های ویژه ای برای دو مکان در نظر گرفته است. یکی برای کشورهای مستقل مشترک المنافع که مشترک المنافع است و دیگری اتحادیه اقتصادی اوراسیا که از چند سال پیش تأسیس شده است.

کشورهایی با تعرفه پایین برای تولید و صادرات به قزاقستان ، آذربایجان ، قرقیزستان و حتی بلاروس می روند. ما به این نتیجه رسیدیم که بهترین راه برای کمک به شکل گیری روابط اقتصادی و تجاری اتحادیه اقتصادی اوراسیا است که تازه تاسیس شده است.

کارهای بسیار فشرده انجام شد ، اما سرانجام ایران توافق نامه ای را برای ایجاد منطقه تجارت آزاد امضا کرد. این تعبیری است به این معنا که توافق نامه ای برای استفاده از قراردادهای ترجیحی منعقد می شود. ما اکنون در اتحادیه اقتصادی اوراسیا شریک هستیم. براساس این قرارداد ، 503 کالای ایرانی تعرفه های ترجیحی دریافت کردند. کالاهای واقعی که در آنها توافق نامه صادرات داریم.

در پایان ، در پاسخ به سوال شما ، می خواهم بگویم که اکنون ، از نظر اسناد ، از نظر امکاناتی که باید زیرساخت داشته باشیم ، چیزی که به ذهنم خطور می کند که این کار نیز باید انجام شود …

* این بدان معنی است که آماده است و فقط نیاز به کار عملیاتی دارد.

ما هم خیلی وارد این موضوع شدیم. بیشتر مشکل در داخل کشور است. چگونه باید حل شود وقتی روسیه تحریم ها را علیه ترکیه اعمال كرد ، فضای بیشتری برای حضور كالاهای ما وجود داشت. به یاد دارم ، یکی از بخشهای سفارت ، واقعاً اتاقها ، ساختمان پروتکلی که سفارت دارد ، به مکانی برای ملاقات تجار ایرانی و روسی تبدیل شده بود. ما تقریباً از 13 استان ایران اتاق بازرگانی را دعوت کردیم و کلاسهای مختلف را از تهران دعوت کردیم.

آقای حجتی ، وزیر پیشین کشاورزی ، که توجه خوبی نشان داد ، چندین بار به سفر رفت و طرف روسی آماده امضای قرارداد شد. شاید برای شما جالب باشد که بدانید طرف روسی که بخشی از شرکت زنجیره ای را تأمین می کرد ، می خواست با او مذاکره کند. چه کسی باید در آن طرف باشد؟ شخصی که برای تأمین این حجم کالا قراردادی سه ساله یا پنج ساله امضا می کند ؛ ما این شخص را در کشور نداریم!

* چرا که نه؟

به یاد دارم آقای حجتی وزیر پیشین کشاورزی را در مقابل خریداران سفارت قرار دادم. او به من گفت ، من وزیر کشاورزی هستم و صاحب این کالاها نیستم. اتفاقاً او به طور جدی این کار را دنبال می کرد. او به تهران آمد و جلسه ای با صادرکنندگان ایرانی برگزار کرد و سپس به من گفت که واقعاً صادرکننده ای که این ظرفیت را دارد تا تعهدات طولانی مدت داشته باشد و بتواند عرضه کالا را تضمین کند ، ما به سختی می توانیم در میان آنها پیدا کنیم.

ما کار اقتصادی و تجارت خارجی را خیلی ساده گرفته ایم و به سادگی با آن کنار آمده ایم. یک راهرو گمرکی سبز ایجاد شد و این یک رویا برای طرف ایرانی و تجار ما بود و این یک اتفاق مهم بود. طرف روسی به ما گفت که این شرکت را معرفی کنید ، ما با طرف ایرانی صحبت کردیم و گاهی اوقات شکل های خنده دار در عمل و موضوع پیدا می شود. من این را می گویم زیرا ما باید به آن توجه کنیم. زیرا کشور ما نیز کشوری است که ظرفیت و پتانسیل بالایی دارد.

این به معنای یک شرکت حمل و نقل است که 1000 ، 500 ، 2000 کامیون دارد و مانند ترکیه افسر گمرک روسیه می شود ، یک افسر گمرک روسیه که نمی تواند طرف 500 راننده کامیون شود. آنها نیز گرفتار می شوند و زبان نمی دانند. ما شرکتی را پیدا کردیم که 500 کامیون و 400 کامیون دارد تا موضوع را به آنها تحویل دهند.

پس از پیگیری ها و جلسات فراوان ، گمرک لیستی از حدود 40 شرکتی را که طرف روسی ترک کرده بود ، ارائه داد ، نحوه کار با 40 شرکت! شرکت های ذکر شده در روسیه فعالیت می کنند ، در حالی که این خود شرکت نیست که کار حمل و نقل را انجام می دهد.

یک قسمت ساختار اقتصاد داخلی ماست. ما در قانون اساسی خود هر سه نوع اقتصاد را می بینیم ، از جمله اقتصاد دولتی ، بخش خصوصی و اقتصاد تعاونی ، اما هیچ یک از آنها را به روشی موثر و کارآمد نداریم. ما بخش خصوصی قوی نداریم و باید آن را بپذیریم. از طرف دیگر ، قلب فرد می سوزد. در روزهایی که ما قصد واردات از ایران را داشتیم و یافتن شخصی برای عقد قرارداد کار دشواری بود ، بازرگانان هرکدام از این فرصت ها را دارند و می توانند تا آنجا که می توانند انجام دهند و همه می توانند تا آنجا که می توانند متعهد شوند ، اما چگونه اینها با هم هستند؟ ادغام یک مسئله است.

من نمی دانم درست شنیده ام یا نه ، اما از مقامات استان های مازندران و گیلان شنیدم كه حدود 500000 تن نارنگی و پرتقال اضافی در این دو استان وجود دارد كه قابل صادرات است. خوب ، این امکان کمی برای صادرات نیست ، اما این نارنگی و پرتقال کجاست؟ اگرچه جعبه موجود در انبار یک خانه است.

* آقای سنایی ، متولد چه سالی هستید؟

من متولد سال 1347 هستم.

* در نهاوند؟

آره.

* پدرها چه کار می کردند؟

پدر من در اصل زمین کشاورزی داشت و کشاورز بود. بعداً ، در سالهای قبل از انقلاب اسلامی ، وقتی ما کودک بودیم ، آنها یک مرغداری کوچک در شهر نهاوند احداث کردند.

* چند خواهر و برادر بودید؟

ما 8 خواهر و برادر هستیم ، 4 خواهر و 4 برادر هستیم.

* آیا شما تنها دیپلمات هستید یا شخص دیگری وزیر خارجه شده است؟

نه ، من فقط یک برده هستم.

* چگونه داماد آقای یونسی شدید؟

بگذارید به شما بگویم که خانواده ما قبل از انقلاب با آقای یونسی رابطه داشتند. خانه پدری من یکی از مکانهایی بود که روحانیون در روزهایی که به نهاوند می آمدند در آنجا اقامت گزیدند.

* در روزهای نبرد با رژیم پهلوی؟

آره. او با روحانیون انقلابی نهاوند ارتباط نزدیک داشت ، اما چگونگی این ارتباط ، یکی از مشترکات ما – واقعیت این که من در ازدواج نبودم – پیشنهاد و توصیه شد ، و در نهایت منجر به این ارتباط شد.

* مهریه چقدر بود؟

مهریه 14 سکه بهار آزادی بود.

* چه کسانی خطبه عقد را خواندند؟

ما به خدمت رفتیم و او خطبه را خواند.

* چه سالی بود؟

اواخر فوریه 1989 بود.

* با حاج آقا یونسی چه می کنید؟ آیا شما نظر مشترکی دارید؟ چقدر مخالف هستید؟ اصلا بحث سیاسی دارید یا نه؟

خب بله؛ به عبارت دیگر ، جدا از این ارتباط ، دوستی و گفتگو به روشی طبیعی نیز داریم. آنها بسیار مطالعه می کنند و در این زمینه فعالیت می کنند ، مخصوصاً در سالهای اخیر که وقت آنها آزادتر است. بحث هایی که بعداً دنبال می شود ، گاهی اوقات با یکدیگر صحبت می کنیم ، اما به طور کلی آنها دیدگاه های کمی متفاوتی با ما دارند. آنها معتقدند که من محافظه کارتر از او هستم.

* بعضی اوقات مواردی را در زمینه سیاست خارجی سفارش می دهید که بیشتر به آنها توجه کنید. آنها حرفی زدند که حاشیه ساز شد. درباره حضور ایران در منطقه ، عراق و … که مدتهاست ما در آن حضور داریم. آقای یونسی در این زمینه چیزی گفت.

بله ، آن زمان من در مسکو بودم. وقتی این حرف را می زنم ، او یا دوستان ما معتقدند که اگر من در تعاریف خودم محافظه کارتر باشم ، او بسیار رک و صریح است و معمولاً کلمات صریح گاهی می توانند معانی مختلفی داشته باشند.

* اما آنها بسیار جدی به نظر می رسند. فکر می کنم من 20 سال پیش روزنامه نگار بودم ، وی وزیر اطلاعات بود. او از سالن وزارت کشور بیرون آمد و من از او س askedالی پرسیدم ، این مربوط به پرونده جاسوسی بود. او با ساعه صدر جواب داد. من هم جوان بودم و سوالم را پرسیدم که ناگهان او خواست جواب دهد و به من نگاه کرد. صورتم را از دیدن نگاه جذابش برگرداندم و ادامه ندادم.

(می خندد) تصویر او در بعضی ذهن ها جدی است ، اما موقعیت او بسیار نرم است.

من با او گفتگو و دوستی دارم ، اما ما از نظر کاری فاز دیگری را دنبال کردیم. وقتی وزیر اطلاعات شد ، از من دعوت کرد که مدیر کل وزارت او شوم. در آن زمان ، در سال 1998 ، اولین مأموریت من در مسکو تازه آغاز شده بود.
من به تهران آمده بودم و او به من گفت. البته به وزیر نیز این حق داده می شود که شخص نزدیک خود را در این سمت قرار دهد ، اما من از او تشکر کردم و گفتم فضای کار و تحصیل من چیز دیگری است.

* اهل تفریح ​​و ورزش هستید؟

سرگرمی که هر انسانی به آن احتیاج دارد اما ما کمتر سرگرم می شویم. واقعیت این است که هم در 6 سالی که من در سفارت بودم و هم در 6 سال قبل که نماینده بودم ، کار بسیار فشرده و سنگینی است که ما نمی توانستیم از مرخصی یک ماهه معمول که در کشور رایج است استفاده کنیم. جهان اما من ورزش می کنم.

با وجود تمام وقت ، سعی کردم به ورزش ادامه دهم. ما از کوهستان رفتیم و در مجمع فوتبال با نمایندگان بازی کردیم. در آن فوتبال زانوی من نیز کمی آسیب دید.

* اهل سریال یا فیلم هستید؟

آره. سعی می کنم فیلم های داخلی و خارجی زیادی را ببینم که اعتبار پیدا می کنند. من از فضای هنری دور نیستم.

* الان بعضی اوقات سریال های تلویزیونی را تماشا می کنید؟

من نمی توانم همه کارها را انجام دهم ، اما سریال پایتخت را تماشا می کردم ، نمی توانستم ستایش را ببینم. من چند سریال شبکه خانگی می بینم.

* شما 10 ساله بودید که انقلاب اتفاق افتاد و کار انقلابی که نمی توانستید انجام دهید. خاطره ای از آن زمان دارید؟

بله ، در واقع ، حتی اگر من 10 ساله بودم و برادر بزرگترم 12 ساله ، ما از انقلاب مطلع بودیم. همچنین به دلیل اینکه پدر من ما را به جلسات می برد و آنها اخلاقی دارند که فرزندان در آن شرکت می کنند. این روحیه در یک خانواده در شهر بسیار قابل توجه است. پدرم ما را برد ، بنابراین وقتی نوجوان بود ، در مدرسه راهنمایی بود و ما به عضویت انجمن اسلامی درآمدیم. دلیل دوم این بود که ما در محافل و مساجد فعال بودیم. یعنی علی رغم سن کم ، در جو تحولات انقلابی بودیم.

* پدر دستگیر شد؟

وی به بهانه زندانی بودن دستگیر شد اما بارها احضار و برای چند ساعت بازداشت شد. همچنین در خاطر کودکی ما است که او به خانه افسر آمد و بارها احضار شد.

* جبهه را فهمیدید؟

آره. یکی از موفقیت های من این بود که شاید نسل ما ، شاید خیلی زود شروع کردیم. من از نوجوانی به جبهه رفتم.

* چند سالتان بود؟

من چندین بار به جبهه رفتم که بین 15 تا 18 سال داشت. در سال 1983 ، من در عملیات والفجر 2 حضور داشتم که تغییر مهمی در زندگی من در حاج عمران بود. یکی از دوستان بسیار خوب من که قهرمان کشتی در استان همدان بود 11 گلوله خورد. تابستان ماه دو بار در جزیره مجنون بودم. یکی در عملیاتی بود که در سپتامبر 1986 انجام شد.

چگونه وارد سیاست خارجی شدید؟

اصولاً قبل از ورود به دانشگاه انگلیسی و عربی یاد گرفته بودم و این نشان می دهد که به صحنه بین المللی علاقه مند شده ام. واقعیت این است که ورود من به روسیه و اوراسیا کاملا تصادفی بود. این مصادف با تأسیس جمهوری های آسیای میانه و قفقاز بود. وزارت ارشاد نیز اعزام هایی به این مناطق داشت. من برای یک دوره دو ماهه ، سپس یک ربع رفتم. بنابراین ، انتصاب من به عنوان سفیر در روسیه دو ماه پیش در سال 1372 در ترکمنستان آغاز شد.

من همچنین یک دوره سه ماهه در پایان سال 1993 در قرقیزستان و یک دوره کوتاه در ازبکستان گذراندم. دو سه مأموریت موقت بود و سپس مشاور فرهنگی شدم. آقای جنتی معاون وزیر امور بین الملل و دکتر لاریجانی وزیر ارشاد بودند. در آن زمان ، آنها پرونده هایی را برای زبان شناسان در حال جمع آوری بودند و من با یک مأموریت 2-3 به اینجا رفتم و بعد ، هر وقت اصرار کردم که به جای دیگری بروم ، گفتند شما روسی بلدید. سعی کردم تا جایی که لازم بود یاد بگیرم.

پس از آن ، در زمینه دانشگاهی ، که منجر به موفقیت گروه مطالعات روسی شد ، آن را در دانشگاه تهران مستقر کردم. من م instسسه ای برای مطالعه ایران و اوراسیا تأسیس کردم. من احساس کردم که در این زمینه فاصله وجود دارد و ما باید پرسنل را آموزش دهیم.

* شما از افراد خاصی هستید که “پوتین” شما را به حضور در جلسات سالی یک یا دو بار به عنوان یک متخصص روسی دعوت می کند. وزیر امور خارجه در جایی اظهار داشت که این افتخار برای کشور است که شخصی را از آن کشور دعوت کند.

بله ، آقای ظریف یک بار آن را گفت و آقای بروجردی هنگام عزیمت من در مجلس به آن اشاره کردند.

چگونه با پوتین دوست شدی؟ به نظر می رسد شما رابطه خوبی با او دارید.

با توجه به این تخصص و پیگیری این رشته خاص ، هنگامی که ما گروه مطالعات روسیه را در دانشکده مطالعات جهان ، دانشگاه تهران ایجاد کردیم ، نظرات من و مقالات و مطالب من در این زمینه وجود داشت ، و هنگامی که شما یک رشته خاص را دنبال می کنید ، جمع می شود ؛ یعنی کار قبلی به کار بعدی کمک می کند و این تکرار شد.

آقای پوتین اکنون در این جلسه حضور دارد و حدود یک ساعت سخنرانی می کند ، حدود دو ساعت صحبت می کند و بحث می کند که آخرین جلسه اوایل ماه نوامبر بود که من دعوت شدم. اتفاقاً در همان شرایط ، از کرونشی ها برای شرکت در این اجلاس دعوت شد. من محتاط بودم و به دلیل فضای آنلاین تاج ، شرکت کردم.

در سال های اولیه ، آقای پوتین به تعدادی از شرکت کنندگان ناهار داد و ما حدود 25-20 نفر بودیم که به مدت سه ساعت و نیم در وعده ناهار صحبت می کردیم. من به طور کلی یکی از کسانی بودم که س askedال می کردم و جواب می گرفتم.

س: اگر می خواهید “پوتین” را براساس تجربیات خود و جلساتی که با او داشتید تعریف کنید ، شخصیت را چگونه تعریف می کنید؟

می توان گفت آقای پوتین نمادی از روسیه است. پوتین یکی از تأثیرگذارترین افراد در جهان است ، اما من احساس کردم که مهمتر از همه ، رفتار او ساده و صمیمی است. در جلساتی که شرکت می کنیم ، او یک ساعت ایستاده و با افراد مختلف صحبت می کند. در حال حاضر مشخص نیست که وی پس از ترک کار خود چه خواهد کرد. محافظت شده اما قابل تشخیص نیست.

در جلسات متعددی که با برخی از مقامات کشورمان داشتیم ، او بعضی اوقات دیر می آمد ، و در یک زمان یک مقام پایین آمد و منتظر ماند. در جلسات ما ، او رئیس جمهور است ، و با وزیر ما و قبل از وزیر ما پشت میز می نشیند.

یکی از مشکلات ما این است که ما درگیر تشریفات ، پروتکل ها و سالات هستیم. اگر می خواهم نظر شما را به آنچه که منظورم است نزدیک کنم ، آقای پوتین هنگام به قدرت رسیدن سرود روسیه را تغییر داد. آنها ترانه شوروی را ترجمه کردند و متن جدیدی برای آن نوشتند. این شخصیت آقای پوتین و روسیه است که آقای پوتین می خواست و می خواهد.

آهنگی شوروی با قدرت و اقتدار. به همین دلیل ، طی 20 سال گذشته ، شما ایده حفظ قدرت برتر را یکی از م componentsلفه های اصلی سیاست خارجی روسیه دانسته اید. اما آنها متن جدیدی نوشتند و آقای پوتین در توضیح متن گفت هر روسی كه از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ناراحت نباشد ، به وضوح احساس نمی كند و اگر بخواهد اتحاد جماهیر شوروی را احیا كند ، مشخص است كه فاقد خرد است!

به همین دلیل است که او با همه صحبت می کند. ببینید ، او به هر دلیلی از مذاکره با اروپا و ایالات متحده پرهیز نمی کند ، – او با شریک زندگی خود مشترک است. او تاجر است و تصمیم می گیرد. وقتی برای اولین بار در جلسه ای شرکت کردم ، او دو بار در وسط جلسه بیرون رفت و گفت که تلفن دارد. وقتی بار دوم برگشت ، عذرخواهی کرد و گفت که من با رهبر یکی از کشورها در مورد لوله انتقال برق صحبت کرده ام. حالا نمی خواهم نام ببرم ، اما او گفت كه من این شخص را كه تصمیم می گیرد و عمل می كند خیلی دوست دارم. به همین دلیل من به احترام او بلند می شوم و جلسه را ترک می کنم تا به تماس او پاسخ دهم ، زیرا شما با او موافق هستید ، او کار می کند.

ببینید ، اگر همه این توافق نامه هایی که منعقد کردیم ، تمام اسنادی که با روسیه امضا کردیم ، اگر همه اینها در جریان مذاکرات و مذاکرات مقامات عالی رتبه با آقای پوتین انجام می شد ، ما روابط خیلی زودتری داشتیم. یکی از مشکلات این است که سیستم اجرایی در کشور ما ، توسعه آن بسیار دور از توافق است.

* ادعاهای مربوط به بیماری وی نیز رد شد. درسته؟

بله ، رد شد من نمی دانم اصل آن چیست. ظاهراً روزنامه ای که وی ایجاد کرده روزنامه ای است که اخبار زرد را منتشر می کند.

* بله ، شما به عنوان سفیر و نماینده رسمی در جلسات مختلف شرکت کرده اید. اما من می خواهم دو مکان را به ویژه برای ما برجسته کنم. یکی دیدار با رهبر معظم انقلاب بود که شما در آن شرکت کردید و دوم دیدار با حاج قاسم سلیمانی که به مسکو آمده بود.

تا آنجا که در جلسه ای که هر سه بار حضور داشتیم و ملاقات کردیم ، فکر می کنم دو ویژگی داشت. اولاً ، این کار بسیار صادقانه و در یک فضای دوستانه انجام شد و من اولین جلسه را به یاد می آورم ، زیرا اجلاس کشورهای صادر کننده گاز قرار بود در سالن اجلاس برگزار شود ، آقای پوتین قرار بود به آنجا بیاید و مدت زیادی طول کشید. آنها دائماً از بیرون یادآوری می کردند که این نشست در انتظار ورود پوتین است. به یاد دارم که در این جلسه از آقای پوتین تعریف و تمجید کردم.

* همچنین هدیه ویژه ای به رهبر انقلاب آوردند.

آره. آنها نسخه خطی قرآن را آوردند. ویژگی دوم این نشست استراتژیک بودن سطح گفتگو بود. این بسیار مهم است ، یعنی در مورد موضوعات دو جانبه نیز بحث شد ، اما سطح گفت وگویی که بین مقام معظم رهبری و آقای پوتین مطرح شد ، سطح گفتگوی استراتژیک در مورد مسائل جهانی ، در مورد موضوعات منطقه ای بود و من فکر می کنم بسیار م effectiveثر بود.

در شکل گیری این رابطه ، سیاست هایی که رهبری وضع کرده و موضوعاتی که آنها با آقای پوتین در میان گذاشتند ، این جلسات از مهمترین جلسات تاریخ است.

* ملاقات با حاج قاسم چطور؟

من در جلسه سردار شهید سلیمانی حضور نداشتم. به همین دلیل ، من نمی توانم در مورد محتوای جلسات چیزی بگویم ، زیرا آنها از طریق کانال خاصی تشکیل نشده اند و به دلیل محدودیت سفر آنها از طریق سفارتخانه ها و نمایندگی های دیپلماتیک است. روس ها این دیدگاه ناعادلانه غربی ها درباره حضور ایران و مبارزه ایران با تروریسم را ندارند ، این یک استاندارد عجیب است که از غرب وجود دارد.

در روسیه وی را به عنوان یک جنگ سالار و جنگ سالار در حال مبارزه با تروریست ها می دانستند و از آن زمان پس از شهادت در مقام های رسمی دولت روسیه احترام زیادی قائل شد. این یکی از مهمترین جلساتی بود که بعداً بارها در جلسات با مقامات مختلف با آقای پوتین درباره آن صحبت شد.

پس از آن حضور روسیه رخ داد که این یک همکاری متقابل و تلاش مشترک بود که دو کشور نمی توانستند بدون یکدیگر به سرانجام برسانند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا