امنیتی و دفاعی

عدم پذیرش ایران برای مذاکره روی توان دفاعی و عناصر قدرت خود با دیگران

جزئیات گفتگو حسین دهقان درباره مذاکره روی تونایی های دفاعی کشور به شرح زیر است:

سوال: در صورت اجازه ، اجازه دهید سوال اولیه را در مورد موقعیت فعلی نیروهای متخاصم علیه جمهوری اسلامی بپرسم ؛ رژیم صهیونیستی در حال گسترش پایگاه دیپلماتیک یا غیر دیپلماتیک منطقه است. گفته می شود پایگاه هایی در کشورهای هم مرز با خلیج فارس ایجاد شده است و حتی برخی می گویند که آنها به پایگاه های ایران در سوریه حمله می کنند. این سری از ورزش ها را چگونه ارزیابی می کنید؟ واکنش جمهوری اسلامی چیست؟

ممکن است یک بحث در مقیاس وسیع باشد ، معمولاً رویکرد ما باید نگاه کردن به مسائل از منظر استراتژیک باشد. لازم است بدانید که پس زمینه عمل چیست ، هدفی که یک شرکت کننده دنبال می کند چیست ، توانایی ها و توانایی هایی که شرکت کننده برای خود دارد چیست و در آخر ، چه عوامل فضایی می تواند استراتژی را تحقق بخشد؟

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، مقامات اسرائیلی اعلام کردند که پیروزی انقلاب اسلامی باعث ایجاد زمین لرزه ای اساسی در بنیان رژیم صهیونیستی شد ، انقلاب ما طبیعتاً نه به رسمیت شناختن این رژیم را پذیرفت و نه آن را پذیرفت و نه از آن دفاع کرد. نیازهای مردم به او داده شد اسرائیل همیشه ایران را تهدیدی جدی و جدی برای خود قلمداد کرده است و آنها همیشه با این شعار می گفتند که ایران در تلاش است اسرائیل را نابود کند. آنها جمله معروف امام خمینی (ره) را نیز تکرار کردند که فرمودند: “اسرائیل باید از صحنه زمانه ناپدید شود.” نظام و انقلاب اسلامی ما اعلام کرده و می کند و می گوید ما کاملاً از آرمانهای مردم فلسطین دفاع می کنیم.

ما مطمئناً امیدواریم که فلسطین از حقوق قانونی ، تاریخی و سرزمینی خود بهره مند شود و مطمئناً معتقدیم که نهادهای حقوقی و سیاسی جهان تحت کنترل رژیم صهیونیستی تمام تلاش خود را برای منافع اسرائیل انجام داده اند. بندرت می توانید قطعنامه ای را که در شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه اسرائیل تصویب شده باشد ، یا قطعنامه ای را که قبلاً تصویب شده است ، پیدا کنید و کشوری در جهان به دنبال اجرای آن باشد. علیرغم این واقعیت ، طبق منشور سازمان ملل ، در صورت تصویب قطعنامه ای از سوی شورای امنیت سازمان ملل ، همه اعضا موظفند به قطعنامه متعهد و وفادار باشند.

آمریکایی ها و اروپایی ها همیشه یک اصل ثابت در سیاست خارجی خود داشته اند و آن حفظ موجودیت این رژیم غلط صهیونیستی در خاورمیانه است. اول ، ما اسرائیل را به عنوان منبع ناامنی در حوزه عمومی منطقه می بینیم ، وجود این مغایر با اهداف ملی و منافع همه ملت های منطقه است و اگر دولت های منطقه خود به منافع خود پایبند باشند. شهروندان ، آنها همکاری ، پذیرش یا استقرار اسرائیل را نخواهند داشت. با این حال ، آنها نیز عمدتاً رژیم های وابسته ای هستند ، وابسته به مردم خود ، منافع ملی خود فراتر از آنچه آمریکایی ها و اسرائیلی ها می خواهند ، و شاید وجود ، بقا و تحکیم آنها از نظر نوع همکاری ، حوزه و آنها از عمق تعاملات خود با آمریکایی ها و اسرائیلی ها اطلاع دارند.

بنابراین ، اسرائیل همیشه سعی کرده است که ما را به عنوان یک تهدید ببیند و این یک تهدید فوری است. او همیشه سعی در نزدیک شدن به مرزهای ما داشته و سعی در ایجاد جنگ مذهبی داشته است. از این منظر ، آنها سعی کردند ایران را تهدیدی برای جهان اسلام و عرب معرفی کنند و ایران را بترسانند. آنها این راه را تاکنون ادامه داده اند. اینها سیاست هایی است که به آنها بستری می دهد تا بتوانند بر همه همسایگان ما و همه کسانی که به نوعی در سراسر جهان با ما تعامل دارند و سیاست های خود را علیه ما سازمان می دهند ، تأثیر بگذارند.

سوال بعدی این است که آیا اسرائیل با جغرافیا ، جمعیت و قدرت خود می تواند پایگاه های نظامی در سراسر منطقه ایجاد کند؟ جواب منفی است آیا می توانید برای بلند مدت روی این پایگاه ها حساب کنید؟ جواب منفی است طرز تفکر مسلمان شکل گرفته در تاریخ هرگز اشغال فلسطین و قدس را نپذیرفته است. در واقع ، اسرائیل با اشتباهات استراتژیکی که مرتکب می شود ، جبهه وسیعی را فراهم می کند تا علیه خود استفاده شود. به خاطر داشته باشید که اسرائیل امروز با بحران هویت روبرو است و توجیه خود را در میان جوانان اسرائیلی و یهودی از دست می دهد. روحیه تجاوز ، اشغال و قتل که از ویژگیهای اصلی رژیم صهیونیستی است ، امروز پذیرفته نیست.

جایگاه جمهوری اسلامی چیست؟ موضع ما کاملاً واضح است. ما اسرائیل را به رسمیت نمی شناسیم و معتقدیم وظیفه تعیین وضعیت آینده و سرنوشت فلسطین اشغالی به عهده خود مردم فلسطین خواهد بود. کسانی که مهاجرت کردند و سرزمین خود را ترک کردند و کسانی که هنوز در این سرزمین حضور دارند. مسلماً مردم فلسطین خود باید در مورد آینده نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند. این نیز یک استاندارد پذیرفته شده جهانی است. اگر آمریکایی ها به دموکراسی و تعیین سرنوشت ملت ها ، تمامیت ارضی و احترام به حاکمیت سیاسی اعتقاد دارند ، باید بعد از همه فاجعه های انسانی که رخ داده است ، به حداکثر فشار بر یک ملت پایان دهند و اجازه دهند فلسطینی ها متحد می شوند. و تصمیمی که می خواهند بگیرند. ما همچنین از این موضوع حمایت می کنیم و البته رسماً اعلام کردیم که از هر جریانی که با اسرائیل ، اسراف و تجاوزات آن مخالفت ورزد ، حمایت و پشتیبانی خواهیم کرد.

سوال من این است ، وقتی اسرائیل به تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی این کشورها حمله می کند ، چرا جهان در مقابل این حمله سکوت می کند؟ حالا هر بهانه ای را که می خواهید بیاورید. اولاً ، ما در عراق یا سوریه حضوری سازمان یافته نداریم که بگوییم به یک پایگاه متعلق به ایران حمله کرده ایم. اگر همه مردم سوریه از ایران و سیاست های آن حمایت می کنند ، آیا اسرائیل باید به همه آنها حمله کند؟ این خود سوری ها هستند که از سرزمین و حاکمیت سیاسی خود حمایت می کنند. آیا اسرائیل باید به بهانه ایرانی گرایی به آنها حمله کند؟ آیا این قابل قبول است؟ به نظر من ، امروز نوعی سکوت جنایتکارانه درباره اقدامات اسرائیل در منطقه و جهان شکل گرفته است و این یک نکته اساسی دارد. مخالفت با ایران.

به نظر من ، قواعد عقلانیت ، تجربه تاریخی حکم می کند و آینده همراه با صلح و رفاه ایجاب می کند که نظام سلطه و صهیونیست ها این چشم انداز تاریخی را که آنها خود را در اقدامات شرافتمندانه خود موجه می دانند رها کرده و بر جهان تسلط داشته باشند واقعیت های بشری امروز باشد که جهان با صلح ، آرامش و امنیت چهره خود را نشان دهد. تحریک جنگ ، فتنه ، هرج و مرج ، احساس استحقاق و حق استادی که آمریکایی ها و اندیشمندان آنها ، صهیونیست ها به آن اعتقاد دارند ، کافی است.

آنها ایران را به داشتن یک سیستم ایدئولوژیک متهم می کنند. منظور من این است که از طرف دیگر این مسئله جدی تر است. وقتی منافع و اهداف ملی خود را تعریف کنیم ، نقطه تمرکز اسلام و مردم مسلمان ما خواهد بود ، اما رابطه آمریکایی ها و صهیونیست ها با ما چیست؟ آنها ادعا می کنند که رفتار آنها ایدئولوژیک نیست ، در حالی که بار اصلی رفتار آمریکایی ها و صهیونیست های جمهوری اسلامی صرفاً ایدئولوژیک است. ما می گوییم از دیدگاه استراتژیک به مسائل نگاه کنیم ، ما موجودی هستیم. در طول تاریخ نمی توانستیم پاک شویم. ما واقعیت تاریخی ، تمدنی ، فرهنگی و … داریم. ما در منطقه و جهان موثر هستیم. پس چرا آنها نمی خواهند ما را ببینند و ما را پاک کنند؟ آنها باید این حقایق را بپذیرند و با آنها کار کنند.

سوال: ایالات متحده هفته ها درگیر مسائل انتخاباتی بوده و هر دو طرف نسبت به موضع آن در قبال ایران واکنش نشان داده و پیروزی خود را نشان دادند. به عنوان مثال گفته می شود که ترامپ و دستیاران وی موضوع حمله به ایران را مطرح کرده اند و از طرف دیگر بایدن گفته است که به برجام بازخواهد گشت. ارزیابی شما از این دو نفر چیست و تفاوت اصلی آنها در چیست؟ برخی در داخل ایران می گویند که پیروزی بایدن بر اقتصاد ایران تأثیراتی دارد ، همانطور که در افزایش ارزش ریال مشاهده شده است. ارزیابی شما از این دو نفر چیست و اساساً کدام یک را ترجیح می دهید؟

من فکر می کنم جهان امروز در ایالات متحده صحنه هایی را می بیند ، و این این است که آنها تمام اصولی را که به جهانیان ارائه می دادند مورد تمسخر قرار داده و گفته اند که این اصول می تواند زمینه استقرار را فراهم کند. نهادهای حقوقی ، حقوقی و سیاسی موجود در ایالات متحده تاکنون نتوانسته اند راه حلی برای این مشکل پیدا کنند و من فکر می کنم این مسخره همه مواردی است که به عنوان اصل ، معیار و مبنای آن ذکر شده است. سیستمی را بر اساس خواست مردم ایجاد کنید. آنها انجام دادند. امروزه آمریکایی ها مستعد ابتلا به رفتار در موقعیت سیاسی و اخلاقی خود هستند. البته نمی توان انتظار داشت که آنها اخلاقی رفتار کنند ، اما حوادث اخیر نشان داده است که آنها به همان معیارهایی که همیشه به یاد داشته اند ، پایبند نیستند. به نظر من ، این سناریو یک سناریوی دیدنی و جذاب و محل عبرت برای کسانی است که فکر می کنند تکرار این رفتارها و اقدامات می تواند به توسعه ، شکوفایی و شکوفایی منجر شود. اکنون صحنه آمریکا می تواند به یک جنگ داخلی تبدیل شود.

در پاسخ به سوال شما درباره ترجیح بایدن یا ترامپ ، اگر از ابتدای پیروزی انقلاب تا امروز نگاه کنیم ، می بینیم که هم دموکرات ها و هم جمهوریخواهان در قدرت بودند. قبل از جنگ ، هر عملی که در کشور انجام شود و رژیم را به هر طریقی تهدید کند ، باید توسط آمریکایی ها و اسرائیلی ها پشتیبانی شود و کشورهای دیگر منطقه نیز به نوبه خود نقش داشتند. در طول جنگ ، این آمریکایی ها بودند که صدام را به جنگ تحریک کردند. در طول جنگ ، تمام اقدامات آمریکایی ها ، اروپایی ها و کشورهای منطقه به نفع صدام و علیه ما بود. آنها او را مجهز کردند ، حتی بیشتر تحریک کردند و تا آخر در زمین نگه داشتند.

سرانجام ، آمریکایی ها به هواپیمای مسافربری و سکو نفتی ما سقوط کردند. حتی قبل از انقلاب ، ما تجربه خوبی با آمریکایی ها نداشتیم. از کودتای اوت گرفته تا حمایت مستمر و کامل از سیستم سیاسی که از منافع خود دفاع و تأمین می کند. شکنجه ، تبعید و غیره آنها از جمله اقدامات سیاه پوستان آمریکایی ها علیه ملت ما هستند. من گفتم که هم دموکراتها و هم جمهوریخواهان قدرت را در دست داشتند. بنابراین ، گفتن اینکه خلاف ما باشد و به نفع ما باشد ، یک فکر ساده است. آنها در سیاست و استراتژی خود عمق دارند ، گرچه عمل گرا هستند ، اما عمل می کنند.

آمریکایی ها از ابتدا به ما چه گفتند؟ سیستمی را که ما هستیم قبول نکنید. آنها سپس برای براندازی و تغییر رفتار ما اقدام کردند. تغییر رفتار به معنایی که تسلیم خواسته های آنها می شویم. این سیاست های مداوم آمریکایی ها بوده است. به گذشته برگردید و ببینید که آمریکایی ها همیشه در اسناد ملی و هم در قوانین خود به ایرانیان به عنوان تهدیدی جدی علیه خود نگاه کرده اند. آنها پیش بینی می کنند پول در بودجه خود برای کار برای براندازی ایران کار کنند. آیا آنها نمی گویند که ما با تروریسم و ​​تروریست ها مخالفیم؟ پس چند نفر از مردم بی گناه مجاهدین خلق ما را کشتند ، مقامات مسئول ما را ترور کردند و به شهادت رسیدند؟

آیا چیز دیگری است که آقای بولتن به عنوان بزرگترین طرفدار شما در جلسه سالانه شما شرکت می کند؟ آیا اروپایی ها شرکت نمی کنند؟ پس از جنگ ، آنها هرگز از صحنه درگیری با ما خارج نشدند و اکنون اوج این مسئله به جنگ اقتصادی و تحریم ها رسیده است که از دوران اوباما و حتی قبل از آن ، یعنی از زمان اشغال لانه جاسوس آنها همیشه این تحریم ها را تقویت و گسترش داده اند و فقط به دنبال دو چیز هستند. سرنگونی یا تسلیم شدن.

ایران نشان داده است که نمی تواند سرنگون شود یا تسلیم شود. دو دهه گذشته ، به ویژه در دوران اوباما ، یک دوره صلح سرد با آمریکایی ها بوده است. در این مدت با آمریکایی ها و اروپایی ها مذاکره کردیم ، صلح کردیم و با دیپلماسی فعال کار کردیم ، اما در عین حال تحت تحریم بودیم. آقای اوباما رسماً اعلام كرد كه اگر می تواند مهره ها و پیچ و مهره های تأسیسات هسته ای ایران را باز كند ، این كار را می كرد و از آنجا كه این امكان پذیر نیست ، من این كار را نكردم. بنابراین این بدان معنا نیست که آقای اوباما با ما بود. ما به آمریکایی ها و جهان نشان داده ایم که آماده گفتگو و مذاکره هستیم ، به دیپلماسی اعتقاد داریم و به دنبال جنگ یا بحران نیستیم.

ما این را ثابت می کنیم ، اما در طرف مقابل چه نتیجه ای می گیریم؟ در آخرین روزهای دوره ریاست جمهوری ، اوباما تحریم های ما را تمدید کرد و دستورالعمل های اجرایی از پیش تعیین شده را دوباره تأیید کرد. پس از وی ، آقای ترامپ به قدرت رسید ، وی برجام را که محصول مذاکرات طولانی مدت 1 + 5 با جمهوری اسلامی بود ، در همان دوره قبل از انتخابات رد کرد و پس از آن ، هنگامی که رئیس جمهور شد ، خیلی سریع ترکش کرد این امر منجر به ایجاد جو متشنج و تشدید بحران شد. به عبارت دیگر ، با ترامپ ، رابطه ما با آنها نوعی جنگ سرد بود تا جنگ سرد. در بعضی مواقع ، درگیریهای تاکتیکی رخ می داد. به عنوان مثال ، آمریکایی ها در هوا به ما حمله کردند و ما به هواپیماهای بدون سرنشین آنها حمله کردیم و سپس شاهد شهادت سردار سلیمانی بودیم که او نیز به عین الاسد حمله کرد. به نظر من ، ترامپ همیشه سعی در افزایش بحران داشته و از تاکتیک ها اجتناب نکرده است.

به عنوان مثال ، همانطور که اشاره کردید ، وی جلسه ای برای حمله به ما و از بین بردن تأسیسات هسته ای ما دارد ، اما به یاد داشته باشید که هرکسی به او مشاوره می داد از عواقب جنگ در هر سطح جلوگیری می کرد ، زیرا یک درگیری تاکتیکی می تواند به یک جنگ تبدیل شود. آمریکایی ها ، منطقه و جهان قطعاً نمی توانند چنین بحران گسترده ای را تحمل کنند. ما از این بحران و جنگ استقبال نمی کنیم. ما به دنبال ایجاد جنگ نیستیم ، اما مذاکره برای مذاکره و خرید زمان و خرید زمان برای طرف مقابل را قبول نداریم تا ملت ما را بیش از پیش تضعیف کرده و تحریم های بیشتری را علیه این ملت تحمیل کند. آنچه امروز در آمریکا اتفاق افتاد “نه” بزرگی بود که جهان به ترامپ داد. ترامپ وارد شد و نوعی هرج و مرج را به کل جهان تحمیل کرد. اگر گفتید ، “اول آمریکا” به معنای “اول اسرائیل” است. به عبارت دیگر ، وی هر آنچه صهیونیست ها از ترامپ پرسیدند را انجام داد. او وقتی صهیونیست ها از او پیروی می کردند ، خود را در موقعیت قدرت می دید.

جالب است که نتانیاهو حتی حاضر به دفاع از ترامپ نیست ، در حالی که شاید حضور ترامپ به نفع او بود و شاید اگر این کار را می کرد ، سیاست های منطقه ای او تغییر کند. امروز دیگر شاهد قدرت ترامپ نیستیم. اگر امروز سعی می کنید در قدرت بمانید ، این بدان معناست که دیگر قدرت ندارید ، زیرا اگر قدرت داشتید ، نباید چنین تلاش می کردید. بنابراین ، به آقای ترامپ در صحنه جهانی ، منطقه ای و حتی در مورد موضوعات خاص تر در موقعیت های خاص جغرافیایی “نه” داده شده است. حال س theال این است که وضعیت ما چگونه است؟ من فکر می کنم آنچه می تواند شکل بگیرد تغییر در نگرش آمریکایی ها است. اگر آنها ایران و قدرت آن را در منطقه به رسمیت بشناسند ، ایران برای آنها مشکلی ایجاد نخواهد کرد.

اگر قرار است اهداف استراتژیک خود را در منطقه ما مشخص کنید در حالی که این استراتژی ها با اهداف استراتژیک ما مغایرت دارد ، همیشه تنش وجود دارد و می تواند زمینه را برای درگیری فراهم کند. اما ما بر این باوریم که در حالی که آمریکایی ها توسعه طلب و پرزرق و برق هستند ، آنها عمل گرا نیز هستند و در رفتارهای آنها کمی عقلانیت وجود دارد. به عبارت دیگر ، آنها مقرون به صرفه هستند و می دانند برای تصمیماتی که می گیرند چه هزینه هایی به آنها تحمیل می شود. امروز ، هرگونه درگیری با ما از نظر منافع کوتاه مدت و بلند مدت پاسخگوی خواسته های آمریکایی ها نیست.

تا به امروز ، ایران تمام برنامه های منطقه ای آمریکا را خنثی کرده است و اگر ایران در منطقه از دسترس خارج شود ، هیچ برنامه صلحی شکل نمی گیرد. البته ایران به دنبال ایجاد تنش ، جنگ و درگیری نیست ، اما ایران معتقد است که منطقه ما به الگوی امنیت جمعی نیاز دارد و برای دستیابی به این هدف ، همه کشورهای منطقه باید با حفظ و احترام به حاکمیت سیاسی ، تمامیت ارضی را به رسمیت بشناسند. . و عدم مداخله خارجی در منطقه و حفظ هویت و منافع ملی آنها. ایران طرفدار چنین فضایی در منطقه است ، در این صورت ، به طور طبیعی ، مرزها احترام می گذارند.

حقوق همه ملتها به رسمیت شناخته شده است و عدم مداخله در سایر امور از اهمیت برخوردار است زیرا بسیاری از این مداخلات نوعی قدرت است و اهداف فرامرزی بر رفتار سیاسی کشورهای منطقه حاکم است و آنها را به ایفای نقش دیگری تبدیل می کند. بنابراین ، پیش شرط صلح و ثبات در منطقه این است: عدم وجود نیروهای فرامنطقه ای ، توجه به آرمان های مردم فلسطین و سرنوشت آنها و تشکیل یک امنیت جمعی به گونه ای که کشورهای منطقه به دنبال صلح ، ثبات و رفاه خود باشید.

سوال: با توجه به این ، احتمال برآورده شدن خواسته های دولت ایالات متحده در مورد برنامه موشکی ایران ، نفوذ منطقه ای و غیره چیست؟

آیا حضور مناطق ما اشغال قلمرو است؟ آیا ایجاد دولت های وابسته و دارای قدرت است یا ما از حقوق مردم ، خواسته ها و مطالبات آنها دفاع می کنیم؟ آیا دیگری است که ما از دولتهایی که از منافع ملی مردم منطقه دفاع می کنند دفاع می کنیم؟ ما از این موضوع دفاع و دفاع می کنیم. من معتقدم که همه وجدان های آگاه و متعهد جهان ، صرف نظر از نظرات سیاسی یا عقیدتی خود ، این کار را می کنند. فرض کنید خانواده ای می خواهد با هم زندگی کند. چرا نمی گذاریم آنها زندگی کنند؟ این خانواده زمانی خانواده خواهد بود که این عناصر و اعضا در کنار هم شکل گرفته ، محافظت ، حفظ و رشد و تکامل یابند. چرا دیگران می خواهند آن را تعیین کنند؟ یک برنامه بنویسید و دیکته کنید که باید این کارها را انجام دهید؟ دیگران نمی خواهند منافع خودشان را تعیین کنید ، بنابراین بگذارید آنها خودشان تصمیم بگیرند.

به نظر آمریکایی ها بهترین شرایط چیست؟ برای دیکته کردن و اجرای آن دیکته. ما به دنبال چنین چیزی نیستیم. ما می گوییم که همه فرایندها و زیر سیستم ها و هر آنچه تحقق و اجرای اراده ملت ها را ممکن می کند مطلوب است. هیچ چیز نباید مانع خواست مردم و خواسته های یک ملت شود. در نتیجه ، ما در اینجا از منافع ملی و امنیت ملت ها و ملت ها دفاع خواهیم کرد و ایالات متحده از منافع خود دفاع می کند. این دو نکته در جایی با یکدیگر تناقض دارند. این تناقض حتی ممکن است در کشور خود شما بوجود بیاید. ما به شما توصیه می کنیم که به ملت خود توجه کنید. چرا از مردم خود مالیات می گیرید و از این پول برای جنگ و کشتار کشورهای دیگر استفاده می کنید؟ ما همچنین به آنها توصیه می کنیم ، اما به ناشنوایان ، به کسانی که می شنوند ، به کسانی که می بینند و به قلب زنده. ظلم همچنین اساساً مانع از تعقل می شود و در آن مکان فقط نفرت ، کینه و انتقام عمل می کند.

در آخر باید بگویم که حضور ما در منطقه حضور فرهنگی و حمایت از ملتی است که درگیر جنگ شده و مورد حمله قرار گرفته اند. حال اگر ملت ها نپذیرند ، چه کاری می توان انجام داد؟ هیچ ملتی نمی تواند با نیروی سرنیزه برای همیشه در مسیر خود باقی بماند ، اما اگر یک ملت از نظر فکری با ملت دیگری همسو باشد ، همیشه زنده و سرحال است. به نظر من ، کشورهای منطقه در مسیر تجدید حیات خود هستند و در آن مسیر ، آنها در وهله اول متوجه می شوند که دشمن آنها چه کسی است. دوست شما کیست که مدافع شماست و علیه منافع شما می جنگد؟ به این ترتیب آنها هزینه ای را پرداخت می کنند که آن را نیز با وجدان و مسئولیت پذیری پرداخت می کنند. این محصول پیروزی خود شماست. اگر دیگران می خواهند این پیروزی را به ملت ما نسبت دهند ، خدا را حمد و ستایش كنند ، و اگر می خواهند شکست خود را در نظر بگیرند ، ما هنوز هم می گوییم حمد خدا را. مهم نیست. برای ما ، این یک ملت ، یک هویت ، یک سرزمین و یک دولت محبوب آن سرزمین است.

سوال: در ضمن در مورد برنامه موشکی چطور؟

من تعجب می کنم که چرا این بحث شده است؟ همین چند روز پیش نبود که خود آمریکایی ها یک موشک ضد بالستیک را در جو آزمایش کردند. چون آنها این کار را کردند؟ چرا هر روز ناوشکن ، زیردریایی ، هسته ای ، موشکی ، پایگاه های منطقه ای دوربرد ، کوتاه برد و غیره می سازید؟ چرا آنها اینقدر کشورهای منطقه را مسلح می کنند؟ آیا انتظار دارید ما بنشینیم و کشورهای منطقه خود را علیه ما مسلح کنند و از قدرت استراتژی دفاعی محروم شویم؟ در این شرایط آیا چاره ای جز بلند کردن دست خود نداریم؟ بگذارید آمریکایی ها بیایند و پاسخ دهند که چرا صدام به ما حمله کرد. چون فکر می کرد ما هیچ دفاعی نداریم. امروز کافی است تا این احساس را به آمریکایی ها بدهیم که یا ما اراده ای برای اقدام نداریم و ظرفیت هم نداریم ، پس آنها چه خواهند کرد؟ اگر اسرائیل باور کند که می تواند ایران را شکست دهد و ما نمی توانیم پاسخ دهیم ، چه خواهد کرد؟ منطق و عقل حکم می کند که هر کس خود را برای دفاع از خود مجهز کند.

صلح در سایه قدرت شکل می گیرد. ما به دنبال صلح هستیم و نه جنگ. ما باید قوی باشیم تا کسی ما را نقض نکند و تصمیم به این کار نگیرد. برعکس ، ما این مسئله را مطرح می کنیم. آیا ایران اسلامی تاکنون به کشوری حمله کرده یا به آن حمله کرده است؟ ما این کار را نکردیم ، بنابراین توانایی های دفاعی و موشکی ماست و اراده ما دفاع از خود است و در هر شرایطی از خود دفاع خواهیم کرد. اما ما علیه کسی اقدامی نمی کنیم مگر اینکه علیه ما اقدامی انجام شود. مطمئناً ما به هر عملی با توجه به نوع عمل پاسخ می دهیم.

در حقیقت ، ما چیزی جز عزت و امنیت مردم خود نداریم. مردم ما همیشه نشان داده اند که کاملاً متعهد به دفاع از خود ، سرزمین و نظام سیاسی خود هستند. بنابراین دفاع ما هیچ ارتباطی با کسی ندارد. این به اراده ، تصمیم و دکترین مربوط به ما مربوط می شود و به هیچ وجه بازتاب اراده دیگری نیست. این عزم ، اراده و تصمیم مردم این کشور است. خودش را با توجه به تهدیداتی که دارد مجهز می کند. ما خود را مطابق تهدیدات خود مجهز می کنیم و این تجهیزات فقط یک عنصر حاکم بر ما دارد و آن قرار گرفتن در موقعیت بازدارنده است. در عین حال ، ما به دنبال ایجاد چنین توانایی هایی نیستیم. اساساً عملکرد ما نامتقارن است و در مکانی سرمایه گذاری کرده ایم که باعث برتری ما شود.

همین امر در مورد فناوری دفاعی ، سازمان ، تجهیزات و محصولات صدق می کند. باید بگویم که ما همه این توانایی ها را از کسی نگرفتیم ، بلکه ناشی از توانایی های علمی و فناوری توسعه یافته در کشورمان بود ، بنابراین ما دارای عناصر قدرت هستیم. این موشک نماد و محصول پشتیبانی بزرگی است که در جوانان ، دانشمندان و مراکز صنعتی ما وجود دارد. این قدرت تعیین کننده است و آنها در صحنه جهانی صحبت می کنند. آن موشک ظاهر این قدرت عظیم و عمیق است. آمریکایی ها مخالف این هستند و آنها مخالف موشک نیستند زیرا ما موشک داریم. چه چیزی باید از ما بگیرند؟ قدرت و مقاومت بالایی دارد. به همین دلیل دانشمندان هسته اصلی ما را می کشند و خوشحال هستند ، اگر بتوانند در جایی کارشکنی های صنعتی انجام دهند ، این کار را می کنند ، جاسوسی می کنند و به دنبال عناصر قدرت هستند تا در جمهوری اسلامی شکل نگرفته و مستقر نشوند. ما قطعاً موشک خواهیم ساخت و مطابق با تهدیدها این کار را خواهیم کرد. تحت هیچ شرایطی جمهوری اسلامی با کسی درباره توانایی های دفاعی و عناصر قدرت ملی مذاکره نمی کند.

سوال: یکی از صریح ترین اتفاقاتی که در سال گذشته رخ داد حمله به سردار سلیمانی و شهادت وی توسط آمریکایی ها بود. از آن پس ، ایرانیان مسئله انتقام را مطرح کردند و مردم نیز هر از گاهی آن را مطرح کردند. فکر می کنید این انتقام در چه سطحی باشد؟ آیا سطح است؟ آیا این بدان معناست که شخصی مانند او هدف قرار خواهد گرفت یا رفتارهای دیگری را خواهیم دید؟

موضع رسمی ما در مورد شهادت حاج قاسم بعد از شهادت وی مطرح شد و من خودم مصاحبه کردم و آن را بیان کردم. بعد از عین اسد ، آنها رسماً اعلام كردند كه این یك سیلی محكم اولیه است و این انتقام سختی است كه آمریكایی ها از منطقه خارج می شوند. ما اعتقاد داریم دفع شر پاسخ شهادت شهید سلیمانی است. در حقیقت ، باید از مشکلات آمریکایی ها در منطقه و همه جا کاسته شود ، زیرا وجود آنها شر است و ناامنی ایجاد می کند. سردار سلیمانی ، فارغ از رنگ و نظر آنها ، نمادی تمام عیار در دفاع از ایمنی افراد است. این نمادی از صلح و صلح است. در برابر همه عناصری که می توانند آمریکایی ها را در ایجاد ناامنی و بی ثباتی نشان دهند ، و در برابر همه کسانی که به صلح ، امنیت ، ثبات و نوع دوستی اهمیت می دهند ، یک جبهه کامل تشکیل شده است. ما رسماً اعلام کرده ایم که انتقام ما اخراج آمریکایی ها از منطقه است. به عنوان یک قاعده کلی ، این موضوع توسط کشورهای منطقه دنبال می شود که دارای عناصر تعیین کننده هستند.

سوال: می خواهم به مسئله هسته ای اشاره کنم که همیشه یکی از مهمترین موضوعات در ایران بوده است. گاهی گفته می شود که ایران قصد دارد غنی سازی را افزایش دهد و حتی گفته می شود که مجلس به دنبال برنامه هایی برای فعال سازی مجدد 20 درصد است. این مشکلات سالهاست که نگران کننده غرب و اروپا است. به نظر شما ایران باید نرخ غنی سازی خود را افزایش دهد؟ بنابراین پاسخ شما به نگرانی های شرکای اروپایی یا حتی برخی از شرکای غیراروپایی مانند چین و روسیه چیست؟

در مذاکرات هسته ای ، هنگامی که آژانس انرژی هسته ای را قبول می کنیم ، برنامه هسته ای خود را بر اساس موارد فوق به آژانس انرژی هسته ای بین المللی اعلام می کنیم. ما گفتیم که براساس برجام براساس چه مهلتی می خواهیم انجام دهیم ، بنابراین برنامه ما مشخص و اعلام شده است. مهم است که بدانید چه اتفاقی افتاده است. در وهله اول ، چه کسی مخالف برجام بود؟ اروپایی ها قطعاً نمی خواستند که ما به سطح خاصی از ظرفیت برسیم ، اما در این میان ، کسانی که با برجام مخالف بودند ، افراط گرایان آمریکایی ، اسرائیلی و سعودی بودند. حرف او این بود که برجام از نظر وی توافق خوبی برای ایران نیست زیرا ایران را هسته ای کرد. ما هرگز قصد نداشتیم آنچه را که در برجام به توافق رسیده بودیم قطع کنیم ، اما چه کسی برجام را نقض کرد و آن را رها کرد و در عین حال ، کسانی که در برجام ماندند به منافع ایران همانطور که در برجام پیش بینی شده بود روی نیاوردند؟

اروپایی ها چندین سال است که مشغول بازی و وقت هستند. حتی در زمینی که آمریکایی ها می خواستند بازی کنند ، آنها قاطعیت نشان نمی دادند. حال سوال این است که آیا ما به تعهدات خود عمل کردیم و آیا طرف مقابل تعهدات خود را نقض کرد؟ فرصت ها و امکاناتی برای ما در دوران برجام پیش بینی شده است. تاکنون جمهوری اسلامی ایران بر اساس همان ظرفیت قانونی عمل کرده است که برای ما در برجام توافق شده است و ما خارج از آن عمل نکرده ایم. حال سوال این است که برجام چه اتفاقی می افتد؟ ابتدا باید ببینیم برجام چقدر زنده است و چقدر می تواند احیا شود. منظور کسانی که از برجام صحبت می کنند باید از برجام 2 و 3 پیروی کنیم. ما در ادبیات چنین بحثی نداریم و در فضای ذهن سیاسی ما نیست.

اگر به برجام اعتقاد داشته باشید ، کاملاً به او باز خواهید گشت و اگر در این مدت مشکلی ایجاد کنید ، جبران می کنید. به نظر من ، حق غنی سازی ملت ایران و استفاده صلح آمیز از آن در برجام کاملاً پذیرفته شده است. در آنجا ما همچنین گفتیم که ما به اسلحه نخواهیم رفت ، ما نرفتیم و نخواهیم رفت. آنها از نظامی شدن بحث هسته ای ما می ترسند و جالب است که آنها از کسانی که این بحث را دارند می ترسند و نمی خواهند دیگران آن را داشته باشند. ما به دنبال این سلاح نیستیم و نخواهیم بود. در واقع ، تحت هیچ شرایطی دانش اساسی و توانایی های فناوری خود را برای کاربردهای مسالمت آمیز مبادله نمی کنیم.

سوال: اخیراً حوادثی علیه تأسیسات هسته ای ایران مانند نطنز رخ داده است. بارها مطرح شده است که آیا خرابکاری بوده است یا نه. این داستان کجا رفت؟

بالاخره این کارشکنی صنعتی بود و این یک مشکل قطعی است. متولیان نصب یک سری تجهیزات در همان زمان تغییراتی را در آنجا ایجاد کردند که باعث انفجار شد.

سوال: آیا بازسازی در حال انجام است؟

قطعاً ادامه دارد. قطعاً توقفی وجود ندارد.

سوال: شما به دلیل فعالیتهای گذشته خود در سوریه و حمایت از حزب الله متهم و حتی مورد تحریم قرار گرفته اید. پاسخ شما به این سوال چیست؟

آمریکایی ها حتی خدا و پیامبر را تحریم می کنند. من هم افتخار می کنم که تحریم شدم.

سوال: سوال من این است که پاسخ شما به این اتهام چیست؟

چه کسی این اتهام را واقعاً اثبات کرده است؟ امروز ماهی در خلیج فارس غرق شد ، مقصر آمریکایی ها بودند! باری که هیچ ارتباطی با آن ندارد.

آمریکایی ها دوست دارند هر اتفاقی که در هر جای دنیا می افتد را به یک ایرانی نسبت دهند. آنها تمایلی ندارند که بپذیرند که اقداماتشان واکنشهایی را به دنبال دارد که هیچ دلیلی برای سرزنش وجود ندارد. شخصی وارد بیروت شد و از شمال به جنوب اشغال کرد ، نیروها را مستقر کرد ، یک سازمان محلی ایجاد کرد و ملت را تحت فشار قرار داد ، و اکنون جوانان لبنانی این مسئله را قبول ندارند و می گویند این اسرائیل و ایالات متحده است. چه کاری باید انجام دهیم؟ ما باید پای او را از منطقه جدا کنیم و آنها نیز همین کار را کردند.

چرا به ایران نسبت داده می شود؟ آیا تظاهرات امروز در ایالات متحده به دلیل تحریکات ما صورت می گیرد؟ آیا خود ترامپ به پیروان خود نمی گوید که خود را مسلح کرده و خارج شوند؟ چرا او این کار را انجام داد؟ حال فرض کنید ملت شریف لبنان نیز گفتند ، “ای جوانان با غیرت ما ، چرا دور هم نشسته اید تا کشور ما اشغال شود؟” بروید از شر اشغال خلاص شوید و آنها رفتند. چرا به بنده یا دولت ایران نسبت داده می شود؟

سوال: در ایران ، ما دو سازمان مهم نظامی به نام های ارتش و سپاه داریم. برخی معتقدند که آنها و به ویژه سپاه بیش از حد درگیر مسائل مختلف به ویژه مسائل اقتصادی بودند. به نظر شما موقعیت سازمان های نظامی چیست و چقدر باید در امور مدنی دخیل شوند؟

فلسفه دستگاه های امنیتی و دفاعی دفاع از سیستم است. اینها شامل حفاظت از منافع ملی ، حفظ تمامیت ارضی ، استقلال سیاسی ، رفاه مردم و … است. اینها مسائلی است که نیروهای نظامی در سراسر جهان به آن متعهد بوده و برای آن ایجاد شده اند. علاوه بر این ، تمام نیروهای نظامی همه کشورهای جهان اولین موج کمک ها در مواقع بحرانی هستند. مهم نیست ، در هر بحرانی مانند سیل ، زلزله و … آنها باید وارد موج اول شوند. بنابراین نقشی که آنها بازی می کنند طبیعی است.

طبق قانون تشکیل و فلسفه وجودی آن ، سپاه پاسدار انقلاب و دستاوردهای آن است. به همین دلیل است که ما به سپاه این نقش را می دهیم که هر کجا کمبودهایی داریم که فضاهای رسمی سیستم برطرف نمی کند ، سپاه باید به دولت کمک کند. در واقع ، سپاه هرگز خلاف خواست دولت عمل نکرده و نخواهد کرد. سپاه همیشه سعی در توانمند سازی در همه زمینه ها داشته است. مثلاً فرض کنید اگر اردوگاه خاتم ما 500000 نفر استخدام کند ، آنها عناصر اصلی یک دهم نخواهند شد. پس بقیه چه کسانی هستند؟ مردم هستند. بنابراین ، رژیم این نقش را پذیرفته است تا سپاه در جاهایی که نقص وجود دارد وارد شود. به عنوان مثال ، فرض کنید به دلایلی ، هیچ ظرفیت محلی برای انجام کاری در برخی از مناطق کشور وجود ندارد. در ضمن چه کسی باید وارد شود؟ چه کسی از روزه استقبال می کند؟ بنابراین ، به یاد داشته باشیم که تمام فعالیت های انجام شده بدون استثنا با اراده ، خواست و رضایت دولت ها بوده است. آنها توانایی های خود را هماهنگ می کنند و سپس از آنها استفاده می کنند.

سوالی که ممکن است پیش بیاید این است که آیا نهادهای نظامی حق دخالت در امور سیاسی را دارند؟ به این معنا که آنها مانع از آمدن شخصی و کمک به دیگری می شوند. نیروهای مسلح ما این کار را نمی کنند ، نکرده اند و نخواهند کرد. این برخلاف خواست امام خمینی (ره) و برخلاف اقدامات است. نیروهای مسلح در جایگاه خودشان عمل می کنند. شریران این ملت با او برخورد می کنند و با هر عنصر انسجام و مهارتی که می خواهد برای خدمت به مردم و تقویت سیستم به او ضربه بزنند. مهم نیست که شما کی باشید. ارتش بهترین سیبلی است که تاکنون با آن روبرو شده و آن را شکست داده اند.

سوال: شما اشاره كرديد كه ايران به برجام پايبند و پايبند خواهد بود.

نه. گفتم ایران برجام را پذیرفت. بعد از آن چه اتفاقی افتاد که باید بررسی شود و ببینید چرا این اتفاق افتاده است؟ باید بدانیم که چرا آنها با ما اشتباه کردند. چه کسی دوباره در کنار ما خواهد بود؟ از نظر اعتقادی ، اگر قول بدهیم و به چیزی متعهد شویم ، تحویل خواهیم داد. دنیا فقط یک چیز را می فهمد ، و آن سود خود است. این وضعیت را یک برد-برد می نامند ، اما یک وضعیت برد-برد بدان معنی است که همه پیروزی ها برای خودشان است و مهم نیست که این طرف باخت یا نه. ملت ما تسلیم این سخنان نمی شود. ما این جمله را به یاد نمی آوریم که “ملت ما می خواهد آمریکایی ها را یک بار و برای همیشه در موقعیت چانه زنی تجربه کند.” ما آنها را تجربه می کنیم. چگونه می خواهیم به آنها اعتماد کنیم؟ چه تضمینی می گذارند؟ در گذشته گفته می شد که اگر کسی بخواهد قول خاصی بدهد ، سبیل می پوشد ، اکنون کسانی که سبیل ندارند ، به جز خبرنامه که این نیز تضمین است!

سوال: آیا ایران هنوز اجازه بازدید بازرسان آژانس انرژی هسته ای را می دهد؟

بله ، آنها همکاری می کنند.

آیا کسی با آن مخالف است؟

نه

ما NPT را پذیرفته ایم و در مورد پروتکل الحاقی همکاری می کنیم. البته ، در این بین بحث وجود دارد؛ ما باید با بازرسی که می خواهد از سازمان بیاید ملاقات کنیم. جاسوسی که اجازه نمی دهیم. اگر نگاه غیر جاسوسی شما ثابت شود ، می آیید و کار خود را بدون هیچ مانعی انجام می دهید. یک مشکل دیگر نیز وجود دارد و آن این است که ما نمی توانیم همه قوانین و دستورالعمل ها را بپذیریم و هیچ یک از آنها را نپذیریم. کمی عدالت هم بد نیست.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا